محمد باقر النجفي
114
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
و آزار قريش ، دو سند بسيار بااهمّيّت ذكر مىكند . نخست آنكه نبيه بن وهب گويد : « وقتى اسيران را بياوردند ، پيغمبر آنها را ميان ياران خويش بپراكند و گفت با اسيران نكويى كنيد ! » « 1 » دوم آنكه از قول ابوعزيز گويد : « وقتى از بدر مرا به سوى مدينه مىآوردند ، همراه گروهى از انصار بودم . چون به غذا مىنشستند ، نان را به من مىدادند و خودشان خرما مىخوردند و اين به سبب سفارشى بود كه پيامبر در بارهء اسيران كرده بودند . و هر كس پارهنانى به دست مىآورد ، به من مىداد و من شرمگين مىشدم و به آنها پس مىدادم و باز به من مىدادند و دست به آن نمىزدند . » « 2 » بيهقى نظرگاه موسى بن عقبه را مىآورد كه آيهء ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ « 3 » را عتابى دانسته كه مخاطب آن گروهى از صحابه بودند كه اصرار به كشتن اسرا داشتند . ترجمهء آيه از اين قرار است : « نسزد مر پيغمبر را كه او را اسيرانى باشد تا اينكه خونريزى بسيار كند در زمين . متاع دنيا را مىخواهيد و خداى آخرت را مىخواهد و خدا غالب و درستكردار است . » مفسّران ديگر گفتهاند كه مخاطب آيه ، خواستاران فديه براى آزادى اسيران بودهاند : « تريدون عَرَض الدنيا : و حطامها بأخذ الفداء » . « 4 »
--> ( 1 ) . « تاريخ الرّسل و الملوك » ، ج 3 ، ص 978 ، ترجمهء پارسى . ( 2 ) . متن اصلى « تاريخ الأمم و الملوك » ، جزء 2 ، چاپ اول ، مصر ، مطبعة الحسينيّه ، ص 287 به نقل از ابنحميد . ( 3 ) . انفال : 67 ( 4 ) . فيض ، « تفسير الصّافى » ، چاپ سنگى ، ص 224 ، ذيل آيه در سورهء انفال و ابوالفتوح ، « تفسير ابوالفتوح رازى » ، ج 5 ، ص 12 به اهتمام الهى قمشهاى ، چاپ 2 ، علمى ، 1320 ش ؛ ابنجزّى ، « التّسهيل لعلوم التّنزيل » ، ج 1 ، ص 68 ، قاهره ، مصطفى محمّد ، 1355 ه . ق .